تبليغاتX
 ღ●¤•*زیر 20 نیا تو*•¤●ღ

هفت مورد خطرناک!

از نظر گاندي هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند

1- ثروت، بدون زحمت
2- لذت، بدون وجدان
3- دانش، بدون شخصيت
4- تجارت، بدون اخلاق
5- علم، بدون انسانيت
6- عبادت، بدون ايثار
7- سياست، بدون شرافت

اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 2 آبان1388 ساعت 0:55 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق تشنه می شود

عشق تشنه می شود خون بایدش داد

سرد می شود آتش بایدش داد

گرسنه می شود قربانی بایدش داد

دکتر علی شریعتی


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در چهارشنبه 29 مهر1388 ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟

استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا .....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 21 مهر1388 ساعت 7:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هشدار زیبا

قطعه زیر را یک پیرمرد هشتاد و پنج ساله در آستانه ی مرگ نوشته است:

اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم آن وقت سعی می کردم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم، آنقدر ها بی عیب و نقص نباشم. بیشتر استراحت می کردم و نادان تر از این سفرم می شدم. در واقع خیلی چیزها بود که من آنها را بیش از حد جدی گرفتم، باید دیوانه تر بودم. اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم شانس خود را بیشتر امتحان می کردم، بیشتر سفر می کردم، قله های بیشتری را فتح می کردم، به نقاط تازه تر می رفتم و بستنی های بیشتری می خوردم.

با مشکلات حقیقی رودررو می شدم و مشکلات خیالی را کنار می گذاشتم، می دانید من از آن آدمهایی بودم که لحظه به لحظه عمرم را محتاط و عاقلانه و سالم زیستم. اگر دوباره به دنیا می آمدم تمام لحظات زندگی ام را از آن خود می کردم.

من از آن آدمهایی بوده ام که همیشه با دماسنج و کیسه آب جوش و بارانی و چتر نجات سفر کرده ام، اگر دوباره به دنیا می آمدم، سبک تر سفر می کردم. اگر زندگی از نو تکرار می شد در سپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی می رفتم و در پاییز تا دیر وقت به خانه بر نمی گشتم ، چرخ و فلک های بیشتری سوار می شدم، طلوع خورشید را بیشتر تماشا می کردم و اوقات بیشتری را با بچه ها می گذراندم فقط اگر زندگی تکرار می شد. اما می دانید که نمی شود. 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 4 مهر1388 ساعت 2:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


انتظار

 

انتظار سخت است، فراموش کردن هم سخت است.

اما اينکه نداني بايد منتظر بمانی

يا فراموش کني از همه سخت تر است

"دکتر علی شریعتی"


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 3 مهر1388 ساعت 3:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


باید رفت....

باید رفت باید گذشت باید بی تفاوت عبور کرد از کنار همه ی آنهایی که

می گذرند سرد و سخت

آنهایی که چشمانشان تهی است و دستانشان خالی وقلبشان عاری از

هر احساسی آنهایی كه نگاه

شیشه ای شان نوری را بازنمی تابد لبخند ماسیده شان

جز یک انبساط نیست
 
ودستانشان جز برای خواهش گشوده نمی شود باید دل را

به جاده ها سپرد
و به فرداها...

بایدگذشت!

باید رفت....


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 3 مهر1388 ساعت 3:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به نظرم زيباترين كار پروين اعتصامي اينه

محتسب ، مستي به ره  ديد و گريبانش گرفت
مست گفت اي دوست اين پيراهن است ، افسار نيست
گفت : مستي ، زان سبب افتان خيزان ميروي
گفت : جرم راه رفتن نيست ، ره هموار نيست
گفت : مي بايد تو را تا خانه قاضي برم
گفت : رو صبح آي ، قاضي نيمه شب بيدار نيست
گفت : نزديك است والي را سراي ، آن جا شويم
گفت : والي از كجا در خانه خمار نيست
گفت : تا داروغه را گوييم ، در مسجد بخواب
گفت : مسجد خوابگاه مردم بد كار نيست
گفت : ديناري بده پنهان و خود را وارهان
گفت : كار شرع ، كار درهم و دينار نيست
گفت : از بهر غرامت ، جامه ات بيرون كنم
گفت : پوسيده است ، جز نقشي ز پود و تار نيست
گفت : آگه نيستي كاز سر در افتادت كلاه
گفت : در سر عقل بايد ، بي كلاهي عار نيست
گفت : مي بسيار خوردي ، زان چنين بي خود شدي
گفت : اي بيهوده گو ، حرف كم و بسيار نيست
گفت : بايد حد زند هشيار مردم ، مست را
گفت : هشيار بيار ، اين جا كسي هشيار نيست


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 3 مهر1388 ساعت 3:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


....

بهترین افراد ، کسانی اند که اگر از آنها تعریف کردید ، خجل شوند و اگر بد گفتید سکوت کنند.

-----------------------------

بخندیم ، اما سرمایه خنده ما ، گریه دیگران نباشد.

-----------------------------

تاریخ ماشینی خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد ، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم .

-----------------------------

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش.

-----------------------------

هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست.

-----------------------------

بیشتر آنهایی پیروز و موفق می شوند که کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند.

-----------------------------

غم هایت را بر روی شن بنویس تا باد آن را با خود ببردشادیهایت را بر روی سنگ بنویس تا برای همیشه باقی بماند…

-----------------------------

وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیموقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم…و باز تنهاییم

-----------------------------

هیچ وقت دل به کسی نبن د چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...

ولی اگه دل بست ی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمیکنی !!

-----------------------------

وقتی دلم تنگه میرم پشته ابرا زار میزنم .پس یادت باشه هر وقت بارون رو دید ی بدون دلم واسط تنگ

شده.

-----------------------------

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

-----------------------------

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی ، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی ، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی ، عشق مقدسه ، بایدجلوش زانو بزنی

------------------------


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 31 شهریور1388 ساعت 9:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد وبلاگم مبارک

www.Armin-Muzik.Tk

www.Armin-Muzik.Tk   www.Armin-Muzik.Tk    www.Armin-Muzik.Tk


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 29 شهریور1388 ساعت 12:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد وبلاگم

تولد وبلاگم مبارکککککککککککککککک


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 28 شهریور1388 ساعت 10:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تلاش

تلاش براي موفقيت، بدون سخت كوشي مثل محصول چيني در زميني است كه در آن كشت نكرده ايم.


 از پاي در آمدن بهتر از پوسيده شدن است.

 

از شكست مي ترسيدم اما سر انجام دريافتم تنها زماني شكستني هستم كه از تلاش دست بر مي دارم.


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 24 شهریور1388 ساعت 1:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


قضاوت...!

 

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم

درباره ی طرز راه رفتن کسی قضاوت کنم

کمی با کفش هایش راه بروم...

***دکتر شریعتی***


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 23 شهریور1388 ساعت 1:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بهشت و جهنم ...!

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها.....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 22 شهریور1388 ساعت 6:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

بهترین لحظات زندگی

 To fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach
انقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

.......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 21 شهریور1388 ساعت 5:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شهادت حضرت علی (ع) را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم

 

امشب سر مهربان نخلی خم شد

در كيسه نان به جای خرما غم شد

 در كنج خرابه ها زنی شيون كرد

 همبازی كودكان كوفه كم شد

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 9:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شهادت حضرت علی (ع) را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم

 امشب سر مهربان نخلی خم شد ، در كيسه نان به جای خرما غم شد ، در كنج خرابه ها زنی شيون كرد ، همبازی كودكان كوفه كم شد. 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 10:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شبانگاهان

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم

شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ، ناله ی سازم

دل شیدا حلقه را شکند تا بر آید و راه سفر گیرد

مگر یک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد


خوشا ای دل بال و پر زدنت ، شعله ور شدنت در شبانگاهی

به بزم غم دیدگان تری ، جان پرشرری ، شعله ی آهی

 

بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی

به داد دل ای قرار دلم ، نوبهار دلم می رسی پس کی

 

چو آن ابر نو بهارم من ، به دل شور گریه دارم من ، می توانم آیا نبارم من

 

نه تنها از من قرار دل می رباید این شور شیدایی

جهانی را دیده ام یکسر ، دیده ام یکسر ، غرق دریای ناشکیبایی

بیا در جان مشتاقان گل افشان کن ، گل افشان کن

به روی خود ، شب ما را چراغان کن ، چراغان کن

چو آن ابر نو بهارم من ، به دل شور گریه دارم من ، میتوانم آیا نبارم من
 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 1:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


هفتاد رنگ

           گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
                                                   هفت رنگش می شود هفتاد رنگ


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت 12:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دکتر شریعتی

دکتر علی شریعتی: من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي‌رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي‌خوانند .


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 11:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


شما آهن ربايي زنده هستيد

شما آهن ربايي زنده هستيد ،

 در مورد هر چه بينديشيد همان را به خود جذب مي كنيد !


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 29 مرداد1388 ساعت 7:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به قدر نياز تو فرود مي آيد

خداوند بي نهايت است،اما به قدر نياز تو فرود مي آيد،

به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كار گشا


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 29 مرداد1388 ساعت 7:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


میلاد امام زمان مبارک باد

 

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت 1:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به همین سادگی. به همین کوچکی.به همین بزرگی

آن سوی "دل تـــــــــنگی ها"

 همیـشه...

خـــــــــــــدایی هست که

داشتنش...

جبران همه نـــداشته ها ست !!!


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 0:20 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آرزو دارم شبي عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را


تلخي برخوردهاي سرد را


مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني


مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني


مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من


 نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 0:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


*~*~کاش می دانستی ...~*~*

کاش می دانستی زندگی با همه وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی کوشش و راهی شدن است

زندگی جوشش و جاری شدن است....


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت 0:17 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی می گه من ترجیح می دم با کفشهام تو خیابون راه برم وبه خدا فکر کنم تا اینکه تو مسجد بنشینم و به کفشهام فکر کنم


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در چهارشنبه 7 مرداد1388 ساعت 7:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آدمک مرگ همین جاست بخند

آدمک آخر دنیاست بخند
 آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند
 فکرکن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند
 صبح فردا بهشبت نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه که یادت دادیم پر زدن نیست که در جاست بخند
آدمک نغمه ی آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 5 مرداد1388 ساعت 8:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


گاه انسان ...

گاه انسان باید در سختی باشد

تا به دیگری دست یاری دهد

گاه انسان باید با بخت بد روبرو شود

تا هدفش را بهتر بشناسد

گاه به طوفان نیاز است

تا او قدر آرامش را بداند

گاه باید به او آسیب رسد

تا با حساس تر شود

گاه باید در شک و تردید باشد

تا به دیگری اطمینان کند

گاه باید در گوشه ای تنها باشد

تا واقعیت وجود خود را بشناسد

گاه باید کاملا بی احساس باشد

تا بتواند همه چیز را حس کند

گاه باید در اوج شور و احساس باشد

تا عاشق شود 

و به روی عشق در بگشاید


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 1 مرداد1388 ساعت 12:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نصایح زرتشت به پسرش

( نصایح زرتشت به پسرش )

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فکر کن

هیچکس را تمسخر مکن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

خود برای خود، زن انتخاب کن

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین

چالاک باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 23 تیر1388 ساعت 0:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


من و تو می تونیم شرایطو عوض کنیم

این مطلب زیبا رو چند وقت پیش در یک نمایشگاه روی یک پوستر دیدم. یادداشتش کردم و بعد توی اینترنت پیداش کردم. میذارم اینجا همه بخونین و ببینین واقعاً این ما هستیم که با هم میتونیم کشورمون رو بسازیم و تغییر ایجاد کنیم….

اگر هر ذره شنی میگفت: یه ذره شن نمی تونه یه کوه درست کنه، اونوقت هیچ سرزمینی نبود.
اگه هر قطره آبی میگفت: یه قطره نمی تونه اقیانوس بسازه، اونوقت هیچ دریایی نبود.
اگه هر نت موسیقی میگفت: با یک نت نمیشه سمفونی ساخت، اونوقت هیچ آهنگی نبود.
اگه هر کلمه ای میگفت: با یک کلمه نمیشه کتابخونه ساخت، اونوقت هیچ کتابی نبود.
اگه هر آجری میگفت: با یه آجر نمیشه دیوار ساخت، اونوقت هیچ خوونه ای نبود.
اگه هر دونه ای میگفت: یه دونه نمی تونه مزرعه درست کنه، اونوقت هیچ محصولی وجود نداشت.
اگه هر کدوم از ما بگه: یه نفر نمی تونه شرایط رو عوض کنه، اونوقت روی زمین نه عشق بود نه صلح.

من و تو می تونیم شرایطو عوض کنیم
از همین امروز شروع میکنیم و همه چی رو تغییر میدیم


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 18 تیر1388 ساعت 1:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت